Inverted Commas

جمعی از فلسفه‌کاران امیرکبیر

Inverted Commas

جمعی از فلسفه‌کاران امیرکبیر

آخرین نظرات

سنتزنامه (7)

يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ب.ظ

1) تو باید دست از این رفتارِ زشتت برداری!

2) منظورت این است که از این رفتارِ خاصّم خوشت نمی‌آید؟

1) نه! من فقط احساسِ خودم را بیان نمی‌کنم. من درباره‌ی رفتارت داوری اخلاقی می‌کنم.

2) داوری اخلاقی؟

1) بله، داوری اخلاقی. رفتارت، حتی اگر من آن‌را زشت نمی‌دانستم بازهم اخلاقی نبود. تو باید آن‌را ترک کنی.

2) طوری از اخلاق یاد می‌کنی که گویا واقعیاتی وجود دارند که ما باید مطابق با آن‌ها رفتار کنیم.

1) من درباره‌ی باورها صحبت می‌کنم و نه صرفاً گرایش‌ها. در اینجا باورهای ما با باورهایمان درباره‌ی امور واقع تفاوت دارند. ما از هر امر واقعی متعهد به عمل خاصی نمی‌شویم! ولی واقعیاتِ اخلاقی ما را ملزم به عملِ خاصی می‌کند.

2) در هر حال به من دلیلی بدهکاری مبنی بر این‌که این الزام از کجا می‌آید؟! این الزام از هر کجا که بیاید آیا در نهایت تمایل و احساس تو را بازتاب نمی‌دهد؟

 

.

.

.

3) اساساً آن‌چه که در بحثِ شما مشکل ساز شده به مسئله‌ی علیّت برمی‌گردد. ما برای خوب و بد بودنِ عملی خاص به یک فرایند علّی نیاز نداریم. ادراکِ خوبی و بدی، قوّه‌ای است که ما آن را درون خود داریم و قابلِ فروکاست به علل دیگر نیست.

2) من مشکلی با این موضوع ندارم. به فرض که من این ادراک را درون خودم داشته باشم و چیزی را خوب بدانم. پرسشِ من این بود که دقیقاً چه چیزی مرا ملزم می‌کند که طبق آن عمل کنم؟

1) این را نمی‌توانی نادیده بگیری که ما ناگزیریم به درستی و نادرستی رفتاری خاص حکم کنیم، حتی اگر عواطف، نقشِ برانگیزاننده و اولیه در داوریِ نهاییِ ما داشته باشند. تفاوتِ بین خوشایند و درستی را نباید نادیده گرفت. همیشه، خوشایند و درستی با هم همراه نیستند. حتی گاهی در تقابل با هم قرار دارند.

2) من نمی‌توانم از حکمِ فردی تو دست به یک تعمیم و ساختِ قاعده بزنم. حداکثر می‌توانم به این موضوع اذعان کنم که کسانی با تو همراه هستند که آن رفتار خاص مرا زشت می‌دانند.

.

.

.

3) به گمانم اگر فرض بر یک زندگیِ به شدت کوتاه اما مطلوب در کنارِ یکدیگرباشد، هر دوی شما می‌پذیرید که علیرغمِ ناتمام بودن و گشوده بودن بحث‌‌ها باید علایقِ دیگری و ملاحظات یکدیگر را نیز مورد توجه جدی قرار دهید. زیستِ اخلاقی ما به غایت پیچیده است. احتمالاً اخلاق، دشوارترین و بغرنج‌ترین و مهمترین حوزه‌ی فلسفه است چرا که آزمایشگاهِ بسیار ملموسِ زندگیِ روزمره را پیش روی خود دارد. دانستن و فهمِ عمیقِ این نکته که دیگری نیز به‌ مانند ما حق دارد رویه‌ و سبک زیستش را دنبال کند می‌تواند مفهومِ دیگری را به‌طور جدی وارد تأملاتِ ما کند. من پیشنهاد می‌کنم که مفهوم حقوقِ انسانی و مسئله‌ی مسئولیت را وارد این  بحث کنیم. برخلافِ پیچیدگی‌های زاید و فخرفروشانه، ما به اضافه شدنِ این نوع پیچیدگی‌ها نیاز داریم. مزیّتِ این تلقّی این است که پیش از هر چیز، تا حد ممکن به تداومِ گفتگو اولویت می‌دهد. گفتگویی که بیش از هر چیز به آن نیاز داریم. نیازی که اگر برآورده شود سدّ قابل اتکایی در مقابلِ خشونت است.

 

  • حمید ساسانی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی